سیاست، قدرت و پایان بی‌طرفی فوتبال

جام جهانی ۲۰۲۶ که به میزبانی مشترک ایالات متحده، کانادا و مکزیک برگزار شد، بیش از آنکه یک رویداد صرفاً ورزشی باشد، به عرصه‌ای برای نمایش تقابل‌های سیاسی و بهره‌برداری قدرت‌های بزرگ تبدیل گردید.

جام جهانی ۲۰۲۶ که به میزبانی مشترک ایالات متحده، کانادا و مکزیک برگزار شد، بیش از آنکه یک رویداد صرفاً ورزشی باشد، به عرصه‌ای برای نمایش تقابل‌های سیاسی و بهره‌برداری قدرت‌های بزرگ تبدیل گردید. این مقاله با رویکردی انتقادی به بررسی مهم‌ترین رویدادهای این دوره از مسابقات می‌پردازد: اعطای جایزه صلح فیفا به دونالد ترامپ، لغو کارت قرمز بازیکن تیم آمریکا، محدودیت‌های اعمال‌شده بر تیم ملی ایران، و تبدیل فینال آرژانتین و اسپانیا به نمادی از مناقشه فلسطین و اسرائیل. یافته‌ها نشان می‌دهد که فیفا تحت ریاست جانی اینفانتینو، بی‌طرفی سیاسی مندرج در اساسنامه خود را نقض کرده و به ابزاری در خدمت دستورکار سیاسی رئیس‌جمهور ایالات متحده تبدیل شده است. واکنش‌های گسترده نهادهای حقوق بشری، اعضای پارلمان اروپا و فدراسیون‌های ملی، ضرورت بازنگری در ساختار حکمرانی فیفا و احیای اصول بی‌طرفی و شفافیت را آشکار می‌سازد.

فوتبال، بی‌گمان پرطرفدارترین ورزش جهان است که میلیون‌ها نفر در سراسر کره خاکی را به خود دلبسته ساخته است. با این حال، در سال‌های اخیر، این ورزش به عرصه‌ای برای اعمال قدرت سیاسی تبدیل شده و سیاستمداران در سطح ملی و بین‌المللی از رویدادهای ورزشی برای پیشبرد اهداف و دستور کارهای خود بهره‌برداری کرده‌اند.

تناقض آشکار در برخورد با فدراسیون‌های ورزشی کشورهای مختلف، مصداق بارز این رویکرد دوگانه است: از یک سو، فدراسیون‌های روسیه به دلیل جنگ با اوکراین از رویدادهای بین‌المللی محروم شدند، و از سوی دیگر، کشورهایی مانند ایالات متحده امریکا و اسرائیل که اقدامات مشابه یا حتی شدیدتر انجام داده‌اند، نه تنها محروم نشدند، بلکه میزبانی رویدادهای مهم ورزشی را نیز به دست آوردند.

جام جهانی ۲۰۲۶، که به میزبانی مشترک ایالات متحده، کانادا و مکزیک برگزار شد و با قهرمانی تیم ملی اسپانیا به پایان رسید، در فضایی آکنده از تنش‌های سیاسی و چالش‌های اخلاقی رقم خورد و نگاه‌های انتقادی بسیاری را به سوی فیفا و نحوه مدیریت این رویداد معطوف ساخت. این مقاله می‌کوشد تا با رویکردی تحلیلی-انتقادی، مهم‌ترین حوادث و رویدادهای سیاسی-ورزشی این دوره از مسابقات را بررسی کرده و پیامدهای آن را برای جایگاه فیفا و آینده ورزش فوتبال ارزیابی کند.

اعطای جایزه صلح فیفا به دونالد ترامپ؛ نقض آشکار بی‌طرفی

اساسنامه فیفا در ماده ۴ به صراحت بر بی‌طرفی این نهاد در امور سیاسی تأکید دارد. با این حال، در دسامبر ۲۰۲۵، جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، در مراسم قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۲۶ در واشنگتن، نخستین «جایزه صلح فیفا» را به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده اعطا کرد.

این اقدام، نه تنها با اصول بی‌طرفی فیفا در تناقض آشکار بود، بلکه به دلیل عملکرد جنجالی ترامپ در عرصه سیاست خارجی به ویژه ربودن رئیس جمهور قانونی ونزوئلا و حمله غیرقانونی به جمهوری اسلامی ایران، واکنش‌های گسترده‌ای را در سطح بین‌المللی برانگیخت.

نهادهای حقوق بشری مانند عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر، به‌شدت این اقدام را محکوم کردند و آن را در تضاد با سابقه نقض حقوق بشر توسط دولت ترامپ، از جمله بازداشت‌های خشونت‌آمیز مهاجران و نظامی‌سازی شهرهای آمریکا دانستند.

سازمان غیردولتی (FairSquare) که در زمینه حقوق بشر در ورزش فعالیت می‌کند، شکایتی رسمی به کمیته اخلاق فیفا ارائه کرد و خواستار تحقیق درباره اینفانتینو به دلیل نقض قوانین بی‌طرفی شد.

پنجاه عضو پارلمان اروپا از ۱۳ کشور، در نامه‌ای خطاب به فیفا، خواستار تحقیق درباره نحوه اعطای این جایزه شدند و آن را «نگران‌کننده‌ترین تحول» جام جهانی ۲۰۲۶ توصیف کردند. این نمایندگان تأکید کردند که این فرصت مناسبی برای فیفاست تا تعهد خود را به بی‌طرفی سیاسی، شفافیت و پاسخگویی نشان دهد.

فدراسیون فوتبال نروژ نیز به‌عنوان نخستین فدراسیون ملی، با ارسال نامه‌ای رسمی از شکایت FairSquare حمایت کرد. لیزه کالونس، رئیس فدراسیون نروژ، تصریح کرد که این اقدام موجب «واکنش‌های سیاسی» در محافل فوتبال بین‌المللی شده است و این نامه از سوی برخی فدراسیون‌ها به‌عنوان یک چالش جدی تلقی می‌شود.

آنچه این جنجال را عمیق‌تر می‌سازد، سابقه اقدامات نظامی و سیاسی دولت ترامپ است. در کمتر از سه ماه پس از اعطای این جایزه، ائتلاف نظامی آمریکا و اسرائیل حملاتی را علیه ایران آغاز کرد که تلفات انسانی گسترده‌ای به همراه داشت.

اعطای جایزه صلح به فردی که دستور حملات نظامی به ۱۰ کشور را صادر کرده است، بی‌تردید جایگاه فیفا را به عنوان یک نهاد بی‌طرف ورزشی مخدوش می‌سازد.

لغو کارت قرمز بازیکن آمریکایی؛ مداخله مستقیم سیاسی در قوانین فوتبال

یکی از بحث‌برانگیزترین حوادث جام جهانی ۲۰۲۶، مداخله مستقیم دونالد ترامپ در تصمیمات داوری بود. در بازی قبل از بازی آمریکا در مقابل بلژیک، یکی از بازیکنان تیم آمریکا کارت قرمز دریافت کرد که به موجب قوانین فوتبال، باید بازی مقابل بلژیک را از دست می‌داد.

بر اساس گزارش‌ها، دونالد ترامپ شخصاً از رئیس فیفا خواست تا این کارت قرمز لغو شود و اینفانتینو نیز این درخواست را پذیرفت و برخلاف قوانین، کارت قرمز را لغو کرد تا بازیکن آمریکایی بتواند به میدان برود.

این اقدام، که نقض آشکار اصول داوری و قوانین یکپارچه فوتبال محسوب می‌شود، نشان‌دهنده عمق نفوذ سیاسی در تصمیمات فیفا بود. جالب آنکه تیم آمریکا با وجود این حمایت ویژه، در برابر بلژیک شکست خورد و بازیکنان تیم بلژیک پس از مسابقه، برای تمسخر ترامپ، رقص معروف او را در رختکن خود اجرا کردند.

این رویداد، تصویر یک رئیس‌جمهور خودشیفته را که حاضر است قوانین بین‌المللی را به نفع خود نقض کند، در اذهان جهانیان تثبیت کرد.

تیم ملی ایران در جام جهانی؛ تبعیض در سایه جنگ

در حالی که فیفا خود را نهادی بی‌طرف و مستقل معرفی می‌کند، عملکرد این سازمان در قبال تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، نمونه‌ای آشکار از ناتوانی یا عدم‌تمایل فیفا در حمایت از حقوق برابر همه کشورها بود.

با تشدید تنش‌های نظامی بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، تیم ملی ایران با موانع جدی برای حضور در این مسابقات مواجه شد. اقامتگاه اصلی این تیم که قرار بود در توسان، آریزونا باشد، لغو شد و تیم ناگزیر به استقرار در تیخوانا، مکزیک شد. دولت مکزیک با پذیرش این تیم، موضعی انسانی در برابر این بحران اتخاذ کرد.

مهم‌تر آنکه، سهمیه بلیت‌های تیم ملی ایران که بر اساس مقررات فیفا، هشت درصد ظرفیت هر ورزشگاه را شامل می‌شود، تنها چند روز مانده به شروع مسابقات لغو شد. فدراسیون فوتبال ایران، این اقدام را مغایر با روح حاکم بر مسابقات بین‌المللی و اصل برابری میان کشورهای شرکت‌کننده خواند و خواستار پایبندی فیفا به اصول بی‌طرفی و انصاف شد.

علاوه بر این، ویزای ۱۵ تن از کارکنان تیم ملی ایران رد شد و محدودیت‌های شدیدی برای ورود اعضای این تیم به خاک آمریکا اعمال گردید. کمیته ملی ایرانیان آمریکا (NIAC) این اقدامات را کوچک‌منشانه و انتقام‌جویانه توصیف کرد و آن را مصداق مداخله سیاسی در ورزش دانست.

در تناقضی آشکار، فیفا که در قبال محدودیت‌های اعمال‌شده بر تیم ایران سکوت اختیار کرده بود، در سایر موارد، به‌ویژه در مورد کشورهای اسلامی، با شدت تمام اعمال صلاحیت کرده و برتری خود را بر قوانین داخلی تثبیت می‌کرد. این رویکرد دوگانه، پرسش‌های جدی درباره بی‌طرفی و یکپارچگی فیفا ایجاد می‌کند.

فینال آرژانتین و اسپانیا؛ نماد مناقشه فلسطین و اسرائیل

فینال جام جهانی ۲۰۲۶ میان آرژانتین و اسپانیا، بیش از یک مسابقه فوتبال، به عرصه‌ای برای نمایش تقابل‌های سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل شد و به نمادی از مناقشه فلسطین و اسرائیل در عرصه ورزش بدل گردید.

خاویر میلی، رئیس‌جمهور آرژانتین، از حامیان سرسخت اسرائیل است و روابط نزدیکی با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل دارد. نتانیاهو، که خود را هوادار تیم آرژانتین معرفی کرده بود، در پیامی ویدئویی گفت: «من پنهان نمی‌کنم که هوادار آرژانتین هستم. فکر می‌کنم بیشتر شهروندان اسرائیل چنین هستند».

ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل، نیز پس از پیروزی آرژانتین برابر انگلیس، پیامی به زبان اسپانیایی منتشر کرد و نوشت: «افتخار به کسی که مستحق افتخار است، و اکنون با ایمان به سوی فینال». سفیر آرژانتین در اسرائیل، پیراهن شماره ۱۰ تیم ملی را به نتانیاهو هدیه داد و نتانیاهو آرزو کرد که آرژانتین به پیروزی برسد.

در مقابل، اسپانیا به دلیل مواضع قاطع دولت پدرو سانچز در حمایت از فلسطین و به رسمیت شناختن دولت فلسطین، به نمادی از مقاومت اسلامی تبدیل شده بود. لامین یامال، ستاره جوان اسپانیا، با به اهتزاز درآوردن پرچم فلسطین در جشن قهرمانی بارسلونا، حمایت گسترده مسلمانان و طرفداران فلسطین را برانگیخت.

نخست‌وزیر اسپانیا از این اقدام دفاع کرد و گفت: «یامال صرفاً همبستگی با فلسطین را ابراز کرده است که میلیون‌ها اسپانیایی آن را احساس می‌کنند».

هنرمندان فلسطینی در غزه، دیوارنگاره‌ای از یامال بر ویرانه‌های یک ساختمان تخریب‌شده در اردوگاه الشاطی خلق کردند. خاویر باردم، بازیگر مشهور اسپانیایی و حامی فلسطین، در جریان مسابقات پرچم فلسطین را به اهتزاز درآورد و شعار «هستی، مقاومت است» را سر داد.

در میان این تقابل‌ها، لیونل مسی، فوق‌ستاره آرژانتین، که همواره تصویری غیرسیاسی از خود ارائه داده بود، قربانی سیاست‌زدگی شد. سابقه سفر مسی به دیوار ندبه در اورشلیم، دیدار با نتانیاهو و همکاری تجاری با شرکت‌های اسرائیلی، در فضای مجازی دستمایه حمله به او شد.

در مقابل، دیگو مارادونا، اسطوره فقید فوتبال آرژانتین، که همواره از فلسطین حمایت می‌کرد، به‌عنوان نقطه مقابل مسی معرفی شد. مارادونا در دیدار با محمود عباس گفته بود: «در قلب من، فلسطینی هستم».

اسپانیا در فینال با نتیجه یک بر صفر در وقت‌های اضافه، آرژانتین را شکست داد و قهرمان شد. پیروزی اسپانیا، در میان فلسطینیان و مسلمانان جهان به‌عنوان یک پیروزی نمادین جشن گرفته شد و این تصور را تقویت کرد که حمایت نتانیاهو و ترامپ از آرژانتین، نه تنها سودی نداشت، بلکه به شکست این تیم انجامید. در شبکه‌های اجتماعی، این جمله ترند شد که «هر تیمی را که دونالد ترامپ حمایت کند، شکست می‌خورد».

یکی از بحث‌برانگیزترین لحظات جام جهانی ۲۰۲۶، اصرار دونالد ترامپ برای حضور در میان بازیکنان اسپانیا در جشن قهرمانی بود. پس از سوت پایان مسابقه فینال، ترامپ در حالی که قصد داشت در کنار بازیکنان اسپانیا قرار گیرد و در عکس تاریخی قهرمانی دیده شود، با مخالفت صریح رودری، کاپیتان تیم ملی اسپانیا مواجه شد که از او خواست تا از میان بازیکنان کنار رود.

با این حال، ترامپ که عادت به مرکزیت داشتن در تمام رویدادها دارد، در کنار بازیکنان ایستاد تا عکس وی در پهلوی قهرمانان ثبت شود، اما جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، بلافاصله به سوی او رفت و وی را از آنجا دور کرد.

این صحنه تحقیرآمیز، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی یافت و کارشناسان بار دیگر ترامپ را به‌عنوان یک «شخصیت خودشیفته» توصیف کردند که حتی در لحظات پیروزی دیگران نیز نمی‌تواند خود را مرکز توجه نبیند.

نشریات معتبری چون نیویورک تایمز، گاردین و لوموند مقالات متعددی به این حادثه اختصاص دادند و آن را نشانه‌ای از «شکست‌ناپذیری خودشیفتگی» ترامپ دانستند که قادر نیست مرزهای تشریفات دیپلماتیک و احترام به قهرمانان ورزشی را رعایت کند.

روانشناسان سیاسی در مصاحبه‌های خود این رفتار را مصداق بارز «اختلال شخصیت خودشیفته» توصیف کردند و تأکید نمودند که اصرار ترامپ برای دیده شدن در کنار قهرمانان اسپانیا، در حالی که نه نقشی در پیروزی آنها داشت و نه مورد استقبال بازیکنان قرار گرفت، نماد «نیاز بیمارگونه به تأیید» و «ناتوانی در پذیرش نقش فرعی» در هر رویدادی است.

کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز با طنز گسترده به این صحنه واکنش نشان دادند و ترامپ را به «مهمان ناخوانده عروسی» تشبیه کردند که حتی پس از اخراج نیز در حاشیه مراسم باقی می‌ماند تا سهمی از توجهات داشته باشد.

این حادثه، که در کنار لغو کارت قرمز، حمایت از آرژانتین و دریافت جایزه صلح قرار گرفت، تصویر یک رئیس‌جمهور را در اذهان جهانیان تثبیت کرد که ورزش را عرصه‌ای برای خودنمایی سیاسی می‌داند و مرزهای اخلاقی و تشریفاتی را به‌راحتی نادیده می‌گیرد.

ناتوانی فیفا در مقابل مداخلات سیاسی

مجموعه رویدادهای جام جهانی ۲۰۲۶، پرسش‌های جدی درباره استقلال و بی‌طرفی فیفا ایجاد کرده است. آنچه مشهود است، شکاف عمیق میان ادعاهای فیفا درباره بی‌طرفی سیاسی و عملکرد عملی این نهاد در قبال مداخلات سیاسی قدرت‌های بزرگ است.

حکمرانی فیفا، که به‌طور فزاینده‌ای در شخص رئیس خود، جانی اینفانتینو، متمرکز شده، این امکان را فراهم کرده است که منافع سیاسی و اقتصادی، بر اصول بنیادین ورزش اولویت یابد.

اینفانتینو با ابراز حمایت علنی از ترامپ و سیاست‌های او، عملاً بی‌طرفی فیفا را به حاشیه رانده است. او در مصاحبه‌ای در انجمن تجاری میامی گفته بود: «همه ما باید از آنچه ترامپ انجام می‌دهد حمایت کنیم، زیرا فکر می‌کنم بسیار خوب به نظر می‌رسد».

دیوید کاسا، عضو پارلمان اروپا، در مقاله‌ای تند نوشت که بی‌طرفی سیاسی فیفا دیگر وجود ندارد و این سازمان به خود اجازه داده است تا به وسیله‌ای برای منافع سیاسی، به‌ویژه منافع دونالد ترامپ و دولت او تبدیل شود. او افزود: «موقعیت اینفانتینو به‌عنوان رئیس فیفا دیگر قابل دفاع نیست. رهبری او نشان‌دهنده قدرت نیست، بلکه نشان‌دهنده ضعف است».

دولت آمریکا با اعمال محدودیت‌های ویزا و لغو سهمیه بلیت‌های تیم ایران، از ورزش به‌عنوان اهرم فشار سیاسی استفاده کرد و فیفا نه تنها در برابر این مداخلات نایستاد، بلکه با اعطای جایزه به ترامپ و پذیرش درخواست او برای لغو کارت قرمز، عملاً از این سیاست‌ها حمایت کرد.

نتیجه‌گیری

جام جهانی ۲۰۲۶، نقطه عطفی در تاریخ فوتبال بود؛ نه به دلیل کیفیت مسابقات، بلکه به دلیل آشکار شدن ناتوانی و تمایل فیفا در تسلیم در برابر قدرت‌های سیاسی.

از اعطای جایزه صلح به رئیس‌جمهوری که دستور حملات نظامی صادر می‌کند، تا لغو کارت قرمز به درخواست یک سیاستمدار، و از محدودیت‌های تبعیض‌آمیز علیه تیم ایران تا تبدیل فینال به عرصه‌ای برای مناقشه فلسطین و اسرائیل، همه نشان از یک حقیقت تلخ دارد: بی‌طرفی فیفا، که در اساسنامه آن تصریح شده، به‌طور سیستماتیک نقض شده است.

واکنش‌های گسترده نهادهای حقوق بشری، پارلمان اروپا و فدراسیون‌های ملی، نشان از عزم جامعه بین‌المللی برای مقابله با این روند دارد. نامه ۵۰ نماینده پارلمان اروپا و حمایت فدراسیون نروژ از شکایت علیه اینفانتینو، اولین گام‌ها در مسیر احیای اعتبار فیفا محسوب می‌شود.

برای بازگشت فیفا به مسیر اصلی خود، اقدامات زیر ضروری به نظر می‌رسد:

۱- تفکیک کامل ورزش از سیاست: فیفا باید با قاطعیت در برابر هرگونه مداخله سیاسی در امور ورزشی ایستادگی کند و به تعهدات مندرج در اساسنامه خود پایبند باشد.

۲- پاسخگویی و شفافیت: نحوه تصمیم‌گیری‌های مهم، از جمله اعطای جوایز و تغییر قوانین، باید شفاف و مبتنی بر اصول دموکراتیک باشد و نه تصمیمات یک‌جانبه رئیس فیفا.

۳- برابری در برخورد: فیفا باید در قبال همه کشورها، صرف‌نظر از قدرت سیاسی و موقعیت ژئوپلیتیک، یکسان رفتار کند و اجازه ندهد محدودیت‌های سیاسی بر حقوق اولیه ورزشکاران و تماشاگران تأثیر بگذارد.

۴- بازنگری در ساختار حکمرانی: ساختار متمرکز فیفا که به رئیس آن قدرت نامحدود می‌دهد، باید اصلاح شود تا از تکرار چنین سوءاستفاده‌هایی جلوگیری گردد.

فوتبال، به‌عنوان «ورزش مردم»، شایسته است که از قید منافع سیاسی رها شود و بار دیگر به پیونددهنده ملت‌ها تبدیل گردد، نه اهرمی برای اعمال قدرت و تحقق منافع شخصی سیاستمداران.

منبع: اتحاد نیوز

نویسنده: دکتر سید روح‌الله حسینی

لینک:

https://etehadnews.com/2026/07/21/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c/

کد خبر 26792

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =